امیر مهدیامیر مهدی، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 26 روز سن داره

امیر مهدی دردونه مامانی وبابایی

11اردیبهشت

صبح با استرس بیدار شدم چون کلی از کارهام مونده بود اول اس ام اس دادم به لیلا که کی میاید تا ببینم چقدر وقت دارم وقتی جوابش رو دیدم خیالم راحت شد و کارهارو انجام دادم......(نژلا ولیلا از بهترین دوستان من هستند از دوران پیش دانشگاهی با هم هستیم) کارها رو انجام دادم وچندین بار پسمری بیدار شد چون خسته بود دوباره می خوابید آخه دیشب با بابایی بردیمت حمام تا هم بخوابی وهم تمیز باشی .دوستای گلم ساعت ٣٠/١٢ خونه ما بودندواز کنار هم بودن لذت بردیم بعداز ناهار هلاله هم به جمع ما پیوست با یه شاخه گل برای من با هم بودیم وکلی خندیدیم قرار بعدی ما شد خونه نژلا برای تولدش.بعداز رفتن دوستام با هلاله رفتیم خونه همسایه(پدربزرگ)همه بودند جالب اینکه مادربزرگت شام...
16 ارديبهشت 1392

آمدن عمه ی بابایی

با بابایی بردیمت حمام/به کارهای خونه رسیدیم/بعداز اتمام کارها تا خواستم بخوابم تلفن زنگ خورد که بیاید عمه آمد منم حاضر شدم ورفتیم خونه ی بابا بزرگت عمه با دختراش و داماداش آمده بودند...................... همشون می گفتند که شبیه عمه حمیده هستی!!!!!!!!! عمه جون با دختراش زحمت کشیده بودند $$$$$ الآن اوضاع مالی تو از بابا هم بهتره شک نکن که مامان خیلی دوستت داره*$$$*
8 ارديبهشت 1392

واکسن دو ماهگی عسل مسل

صبح که بلند شدی لباساتو عوض کردم وصبحانه خوردیم زنگ زدم بابا که کلی کار داشت گفت یه ساعته دیگه کار دارم گفتم دیره من مامان خودمون می ریم حاضر که شدیم بابا آمد بردیمت خانه بهداشت من داخل اتاق آمدم بعداز پر کردن فرم آمدم بیرون خواب بودی بیدار کردنت و!!!!!!!!!!صدای گریه ات تمام سالن رو برداشته بود بابا حامد منو مسخره می کرد برو بچت رو بگیر !!!دو تا پاتو زدند مامان فاطمه نگه داشتت رفتم پرونده تشکیل دادم البته کلی غرغر کردند که باید صبح زود بیایی نه ساعت ١١                                &...
3 ارديبهشت 1392

مهمونی عمه حمیده

پنج شنبه رفتیم خونه مامان فاطمه مثل همه پنج شنبه ها                                                              آش می پختند خیلی شلوغ پلوغ بود خاله زری وخاله مریم آمدند خیلی خوش گذشت کلی خندیدیم  ناهار دور هم بودیم.بابا حامد هم بعداز سر کارش رفت بیرون تا شب نیامد ما هم با نوژا ونیلاوخاله ها با هم بودیم کم کم موقع شام بود که شو...
3 ارديبهشت 1392
1